بازگشت به صفحه اول وبلاگ

آرشیو مطالب با موضوع: یادداشتهای روزانه

استخر

سلام به شما دوستان دوست داشتنی .

من امروز همراه مادر بزرگ، مامان و  مینا به استخر رفتم. خیلی خوشم آمد. من اولین بارم بود که به استخر می رفتم.

پدر و مادرم  فکر کنم مرا می خوا هند  به کلاس خوشنویسی ثبت نام کنند. شما هم می خواهید به کلاس های تابستانی ثبت نام کنید؟

استخر بزرگ بود و یک طرف آن  عمق یک متری بود  و آن طرف دیگر عمقش دو متری بود.

ما طرف عمق یک متری بودیم  چون پای من به پایین نمی رسید من تو بغل مامانم تو آب بازی می کردم. خواهرم مینا، دست مادر بزرگم را گرفته بود خواهرم پاش به پایین استخر می رسید اما چون پای خواهرم لیز می خورد دست مادر بزرگم را گرفته بود.

یک جکوزی و یک سونا هم اونجا بود.

نوشته شده در تاریخ: دوشنبه، ۱۵ تیرماه ۱۳۸۸ در موضوع: یادداشتهای روزانه

فصل تابستان

سلام . حال شما چطوره ؟ امید وارم حالتان خوب باشد .
الان فصل تابستان است و هوا گرم است شما می توانید در کلاس های جور وا جور ثبت نام کنید مثل  کلاس نقاشی، کلاس زبان و کلاس خوشنویسی  ...
 راستی امروز روز پدر است و من می خواهم از پدر عزیز و زحمتکشم تشکر کنم واین روز عزیز و گرامی را به پدر خودم وهمه ی پدران تبریک عرض می کنم .
خدا نگه دار. 

نوشته شده در تاریخ: دوشنبه، ۱۵ تیرماه ۱۳۸۸ در موضوع: یادداشتهای روزانه

خداوند ما

خدا بسیار بخشنده و مهربان است.‏
خدا کودکان را دوست دارد.‏
خدا به آدمهای خوب بیشتر روزی می دهد.‏
خدا وند کسا نی را که به دیگران کمک می کنند دوست ‏دارد.‏
خدا از همه چیز آگاه است.‏
خدا همیشه و همه وقت در همه جا هست.‏
خداوند انسانهای راستگو را بسیار دوست دارد.‏
خدا وند کودکان تمیز و پاکیزه را دوست دارد.‏
خدا وند به آدمهای نماز خوان کمک می کند.‏
خدا وند آفرید گار تمام موجودات می باشد.‏
‏          ‏

نوشته شده در تاریخ: جمعه، ۲ اسفندماه ۱۳۸۷ در موضوع: یادداشتهای روزانه

سلام دوستان

سلام.‏
به سایت من خوش آمدین.‏
من زمستان را دوست دارم. من در زمستان برف بازی می کنم.‏
خدا بزرگ است. خدا انسان را دوست دارد.‏
من درسم را خوب می خوانم. من بازی می کنم.‏
خدانگهدار.‏

میترا دی ماه 1387

نوشته شده در تاریخ: جمعه، ۱۱ بهمنماه ۱۳۸۷ در موضوع: یادداشتهای روزانه


صفحه قبل
 1  |  2